نگار فروزنده متولد 1357 است . او کار بازیگری را 15 سال پیش پس از گذراندن کلاسهای آموزشی بازیگری استاد سمندریان ، زمانی که 14 سال بیشتر نداشت آغاز کرد . فیلم سینمایی "بازی پنهان" به کارگردانی کریم هاتفی نیا و مجموعه تلویزیونی "چه باید کرد؟" به کارگردانی حسین فردرو نخستین تجربهی او در زمینه بازیگری به شمار میرود . "اخراجیها" که اخیرا به نمایش درآمد و "پاپیتال" آخرین کارهای سینمایی وی میباشند .
* مایلید در آغاز از علاقهتان به بازیگری برایمان بگویید ؟
در ابتدای کار بازیگری ، چون 14 سال بیشتر نداشتم این کار برای من جدی نبود و بیشتر جنبه سرگرمی و بازی داشت . برای یک کاری که در باره نوجوانها بود تست دادم و پذیرفته شدم . در ابتدا بیشتر یک کنجکاوی بود ، در آن زمان به عنوان یک دختر 13 – 14 ساله نمیتوانستم از روی تفکر به یک حرفه خاص علاقه نشان دهم و تشخیص بدهم که بازیگری به طور جدی حرفهام باشد . میتوان گفت قسمت این بود . اعتقاد دارم اگر خدا بخواهد یک برگ هم از درخت به زمین نخواهد افتاد و ما آدمها فقط میتوانیم تغییرات کوچکی در سرنوشتمان ایجاد کنیم . در کارم نیز این طرز تفکر را دارم ، اگر در یک پروژه با تهیه کننده و یا کارگردان به هر دلیلی به توافق نرسم به خود میگویم اگر قرار باشد نگار فروزنده بازی کند ، این اتفاق خواهد افتاد، چه کارگردان ، تهیه کننده و حتی من بخواهیم یا نخواهیم آن اتفاقی که باید میافتد . تقدیر این بود که من بازیگر شوم . در آن سن و سال انتخاب اول من گرافیک و یا پزشکی بود و انتخاب سومم شاید بازیگری .
* و از چه زمانی بازیگری برایتان جدی شد ؟
بعد از اولین کار سینماییام و دو کار بعدی .
* مهمترین تجربهی بازیگری خود را در چه کارهایی به دست آورید ؟
در فیلم "فردای گمشده" (داریوش مهرجویی) و "اخراجیها" (ده نمکی) که در این فیلم نقش کاملا متفاوتی داشتم . همچنین مجموعه "من مستاجرم" (پریسا بختآور) ، که بسیار به کارگردانش ارادت دارم . و نیز نقشی که در فیلم "پاپیتال" داشتم . در واقع هر فیلم یک امتیاز برای انتخاب شدن داشت ، یک فیلم به خاطر نقش قابل توجهاش و فیلمی دیگر به دلیل کارگردانش . به هر حال اغلب کارهایی را که بازی کردهام دوست دارم .
* معیار شما برای بازی در یک فیلم چیست ؟
در وهله اول نقشی که باید ایفا کنم ، در واقع مهمترین معیار من نقش و شخصیتی است که پیشنهاد میشود و بعد کارگردان و مسائل دیگر مثل گروهی که قرار است با آنها کار کنم . اما اگر نتوانم با نقش ارتباط برقرار کنم ، گرچه کارگردان و اکیپ خوبی هم داشته باشد ، آن را نمیپذیرم .
* ویژگیهایی که یک نقش باید داشته باشد تا شما آن را انتخاب کنید ، چیست ؟
نقشی که احساس کنم ازچارچوب منطقی و اصولی برخوردار باشد ، مثلا در فیلم "کافه ستاره" ، دو یا سه سکانس بیشتر بازی نداشتم اما نقش در یک چارچوب محکم و منطقی قرار گرفته بود . یا در فیلم "اخراجیها" اگرچه بازیگران زن حضور زیادی نداشتند اما همان حضور کوتاه جای کار داشت و غیر قابل حذف از فیلمنامه بود . نقش اول در فیلم برایم مهم است ، اما هر نقش اولی را نمی پذیرم . خیلی وقتها نقشهای دوم و یا بازی در دو سکانس از یک فیلم را ترجیح میدهم به یک نقش اول ناموفق .
* برای گرفتن نقش اول هم تلاش نمیکنید ؟
وقتی کم سنتر بودم یک خانم کارگردان توصیهای کرد که الان به آن نتیجه رسیدم و آن این است که چند دقیقه بازی کردن در یک فیلم مهم نیست ، مهم این است که در آن چند دقیقهای که حضور داری درست کار کنی . چند سال پیش بازی در نقش اول یک مجموعه تلویزیونی پیشنهاد شد اما وقتی فیلمنامه را خواندم ، آن را نپذیرفتم . مدتی بعد در همان مجموعه نقش دیگری پیشنهاد شد که مدت زمان کوتاهتری داشت و البته جای کار داشت ، بازیگر را به چالش میگرفت و این برای من مهم بود و آن را پذیرفتم . دوستان از من ایراد میگرفتند که چرا وقتی نقش اول پیشنهاد شد نپذیرفتی اما این نقش کوتاه را قبول کردی ؟ در جواب به آنها گفتم این نقش بیشتر دیده میشود و همینطور هم شد . وقتی یک نقش خوب و درست اجرا شود و تاثیرگذار باشد خیلی بیشتر دیده میشود و این مهم است .
* بازیگران نقشهای فرعی هم تلاش میکنند ماحصل کارشان بیشتر دیده شود، اما به نظر میرسد هیچ کس جایگاه خود را نمیداند ؟
نمی توانم بگویم روی این موضوع حساسیت ندارم ، خیلی وقتها کاری به من پیشنهاد میشود که نقش اول نیست و آن را رد میکنم چون بسیاری از فیلمنامهها هست که نقش اولشان جای کار ندارد چه برسد به بقیه نقشها و داستان هم که از پایه و اساس اشکال دارد . گاهی اوقات نقش دوم هم نقش خوبی است اما به دلیل اینکه نقش اول بهتر است کاملا زیر سایه آن قرار میگیرد و نمیتوانم آن را بپذیرم چون هرچه تلاش کنم در حاشیه قرار میگیرم و این ریسک را نمیکنم .
* جایگاه خود را در سینمای ایران چگونه ارزیابی میکنید ؟
هنوز خیلی راه دارم و آن جایگاهی را که مایلم تاکنون به دست نیاوردهام ، در هر حال تلاش میکنم .
* رسیدن به چه جایگاهی مد نظر شماست ؟
دوست دارم کارهایی که از من میماند ، کارهای ماندگاری باشد ، نظر مردم از جوایز سینمایی برایم مهمتر است . وقتی احساس میکنم مردم با نقشم ارتباط برقرار کردند بهترین حس را دارم . پس از اکران "اخراجیها" هر کسی که با من روبهرو میشد میپرسید "شما ترک هستید ؟" و این خیلی خوب بود چون من آذری زبان نبودم و این نشان میداد که از پس کار به خوبی برآمدهام . همین برای من یک جایزه است . وقتی مردم واکنش خوبی از خود نشان میدهند ، راضی هستم و این آن چیزی است که من دوست دارم در هنر به آن برسم .
* برای اینکه یک نقش را با آمادگی لازم اجرا کنید چه کارهایی انجام میدهید ؟
بستگی دارد آن نقش تیپ باشد یا شخصیت . من اصولا شخصیتی کار میکنم ، اما گاهی نقش ، تلفیقی از هر دوی آن است . مثل شخصیت مرضیه در فیلم "اخراجیها" ، اما در کل بستگی دارد به اینکه چه ژانری باشد ، تاریخی ، زمان حال ، رئال و ... اصولا خیلی به فیلمنامه متکی هستم و بعد سعی میکنم به حال و هوای فضای فیلم نزدیک شوم . تلاش میکنم خیلی الگوبرداری نکنم و از یک واقعیت بیرونی الگو نگیرم چون آدمها علیرغم حرفهشان میتوانند شخصیتهای متفاوت از هم داشته باشند ، مثلا در فیلم "پاپیتال" که هنوز اکران عمومی نشده نقش یک وکیل را ایفا میکنم . یک وکیل میتواند آدم بی روح و خشکی باشد و یا برعکس . به نظر من اگر فیلمنامه درست و محکم نوشته شده باشد تمام این کدها را به بازیگر میدهد ، فقط لازم است بازیگر با دقت کافی روی فیلمنامه تسلط داشته باشد . شخصا سعی میکنم خیلی به فیلمنامه متکی باشم و بعد به کارگردان . چون معتقدم اگر کارگردان نظری متفاوت از بازیگر داشته باشد هیچ کدام به خوبی از پس کار بر نخواهند آمد و به یک نقطه نظر مشترک نخواهند رسید . اینکه رضایت کارگردان را جلب کنم و به عنوان یک بازیگر از کار خودم هم راضی بوده و به فیلمنامه متعهد باشم برایم مهم است .
* تمرینات فیزیکی چطور ؟
تمرینات فیزیکی بیشتر در تئاتر انجام میشود . اصولا سعی میکنم نقش را در لحظه خلق کنم و از قبل برای خودم ذهنیت سازی نمیکنم . به ندرت پیش آمده که با نقش زندگی کرده باشم ، فیلمنامه و دیالوگها را حسی نمیخوانم و میگذارم آن اتفاقی که باید سر صحنه بیفتد ، بوقوع بپیوندد . تا قبل از شروع فیلمبرداری من همان نگار فروزنده هستم ، اما لحظهای که کلید زده شد همه چیز برایم زنده میشود و به محض فرمان کات کارگردان ، دوباره خودم میشوم . تمرین خاصی انجام نمیدهم ، البته به عنوان یک بازیگر ورزش میکنم و سعی دارم از لحاظ جسمی بدن مناسبی داشته باشم . درست مثل یک ورزشکار که رژیمهای خاص خودش را دارد یک بازیگر هم باید رژیم خاص خود را داشته باشد و بدن آمادهای که از عهده نقشهایی که ایفا میکند به خوبی بر بیاید و علاوه بر آن از اطلاعات عمومی خوبی هم برخوردار باشد .من سعی میکنم این اصول را کم و یا زیاد انجام دهم .
* اشاره کردید به اطلاعات عمومی ، بیشتر در چه زمینههایی مطالعه میکنید ؟
بیشتر کتابهای روانشناسی را مطالعه میکنم چون عقیده دارم یک بازیگر برای رسیدن به شخصیتهای مختلف باید آگاهی لازم داشته باشد ، اما کتابهای تاریخی و رمان هم میخوانم .
* آخرین کتابی که خواندید چه نام داشت ؟
شما که غریبه نسیتید ، نوشته هوشنگ مرادی کرمانی .

* در حرفه خود بیشتر از چه کسانی آموختهاید ؟
در درجه اول آقای سمندریان ، یک دورهای هم در ابتدای کارم به طور اتفاقی با خانم ثریا قاسمی همبازی شدم که بسیار موثر بود . اصولا سعی میکنم از هر بازیگری چیزی یاد بگیرم ، مثلا آقای محمود پاک نیت علاوه بر بازی خوبشان بازیگر بسیار با اخلاقی هم هستند .اگر یک روز را طوری شروع و تمام کنی که مثل روز قبل بوده باشی ، در واقع آن روز را از دست دادهای . به همین علت سعی میکنم هر روز یک چیز جدید یاد بگیرم .
* دوست داشتید به جای بازیگری حرفه دیگری را دنبال میکردید ؟
بله ، شاید ترجیح میدادم یک پزشک شوم و یا یک گرافیست ، شاید هم یک مهندس راه و ساختمان و در کنارش بازیگری را هم ادامه میدادم .
* دوست داشتید در چه فیلمی ایفای نقش میکردید ؟
من همیشه دوست داشتم در "برباد رفته" بازی میکردم .
* آیا تا به حال شده از دیدن نقشی به این فکر افتاده باشید که شما بهتر میتوانستید آن را بازی کنید ؟
بله هر فیلمی که که خوب باشد به عنوان یک بازیگر وسوسه میشوم که من هم آن نقش را بازی کنم . درست مثل این است که یک خیاط حرفهای وقتی یک لباس فوقالعاده زیبا میبیند تصمیم میگیرد از آن الگوبرداری کند ، در مورد حرفه من هم به همین ترتیب است اما "بر باد رفته" را به خاطر ماندگاریاش دوست دارم و نقشی را که ویویان لی بازی کرده بسیار دوست دارم چون اصلا در تاریخ سینما تکرار شدنی نیست .
* از کارهای جدیدتان بگویید ؟
همانطور که در بین گفتوگو اشاره کردم "پاپیتال" را آماده اکران دارم و در سه تله فیلم هم بازی کردهام : "گره آخر بازی" (حسن لفافیان) ، "دغدغه" (فرزام) و "دایره تلخ" ( شاهین باباپور) .
* اگر سینما را با کارگردانها تقسیم بندی کنند ، شما کدام سینما را میپسندید ؟
سینمای مهرجویی .
* سبک بازی کدامیک از بازیگران را میپسندید ؟
در مورد سبک چیزی نمیگویم ، چون خودم را خیلی محدود نمیکنم اما هر بازیگری را در یک نقش دوست دارم ، مثل رنگ که برای هر وسیله خاصی ، یک رنگ خاص زیباست . ولی اصولا بازی رضا کیانیان را دوست دارم ، فاطمه معتمدآریا که اکثر کارهایش را میبینم و میپسندم . پرویز پرستویی جای خود را دارد ، اکبر عبدی واقعا پدیدهای تکرار نشدنی در سینمای ایران است ، او اگر نخواهد هم یک بازیگر است . خیلی کم بازیگری داریم که در چهره این قدر گریم پذیر بوده و تیپهای مختلف و در سنین متفاوت را بازی کند ، باید قدر او را دانست .
* بین سینما و تلویزیون کدام را ترجیح میدهید ؟
اگر در تلویزیون نقش ویژه و خاص باشد و مطابق معیارهای من باشد میپذیرم .
* یکی از این مجموعههای تلویزیونی را نام ببرید ؟
مجموعه "روزی روزگاری " که علاوه بر اینکه بازیگران خوبی داشت از داستان و کارگردان خوبی هم برخوردار بود .
* آیا میتوان از قبل حدس زد که یک مجموعه تلویزیونی موفق خواهد شد یا خیر ؟
دقیقا نه ، اما میتوان حدس زد . البته خیلی وقتها روی حدسیات پیش رفتم و اشتباه هم کردهام ، مثل "روز سوم" که بعدا متوجه شدم اشتباه بزرگی انجام دادم . در کل اگر عوامل سازنده یک فیلم ، یا یک مجموعه حرفهای باشند میتوان گفت که آن فیلم موفق خواهد شد .
* سکانسی هست که انرژی زیادی برایش صرف کرده باشید ؟
درتله فیلم "دختر دایی گم شده" سکانسهای بسیار سختی داشتم ، مثل سکانسی که باید در دریا غرق میشدم و یا سکانس دیگری که باید در آسمان پرواز میکردم . اما سکانسی که حقیقتا انرژی زیادی از من گرفت مربوط به فیلم "بلند گریه کن" است که البته دوست ندارم در باره آن صحبت کنم . در این فیلم نقش زنی را بر عهده داشتم که گریههای هیستریک داشت و در عین حال با مشکلاتی هم روبهرو بود . این گریههای هیستریک در یکی از سکانسها فشار سنگینی بر من وارد ساخت به طوری که مجبور شدند کار را آن روز تعطیل کنند، چون من واقعا دچار آن نوع گریه شده بودم . فشارم به شدت پایین آمده بود و اصلا امکان ادامه کار نبود ، بعد از آن روز ، آن سکانسها را مرتبا تکرار میکردیم و گریههای من تا دو ساعت ادامه پیدا میکرد.در کنار این مجبور بودم در حال دویدن از پلهها بالا بروم و خود همین باعث دشواری کار شده بود .
* شاید به همین دلیل است که کار در این فیلم بسیار دشوار بوده است ؟
دقیقا به همین دلیل است . اگر از ابتدا میدانستم قرار نبوده دیده شوم ، اصلا این انرژی را صرف نقش نمیکردم اگرچه ممکن است چنین اتفاقی در هرکاری بیفتد . مثلا در فیلم "پاپیتال" صحنههای اکشن زیادی وجود داشت ، در سکانسهای پایانی که مربوط به فینال فیلم بود و در جاده خاوران فیلمبرداری میشد به دلیل اینکه زمین پر از خرده شیشه و برادههای آهن بود تا مدتها این خردههای شیشه و برادهها روی دست و پاهای من باقی مانده بود چون مدام باید به زمین میافتادم .
* یک از سکانس از فیلمی که دوست دارید ؟
اغلب سکانسهای فیلم "دختر دایی گم شده" ، کار آقای مهرجویی را دوست دارم وهمینطور فیلم "کافه ستاره" را .
* دوست دارید با کدامیک از کارگردانهاهمکاری داشته باشید ؟
خیلی دوست دارم دوباره با مهرجویی کار کنم ، البته قرار بود در کار جدید او به نام "لبه پرتگاه" همکاری داشته باشم که به دلایلی نشد . کار با کمال تبریزی و خانم پریسا بختآور را هم دوست دارم ، همچنین رخشان بنی اعتماد .
* نقاط قوت کار خود را در چه چیزهای میبینید ؟
من بازیگر بسیار منظم و دقیقی هستم و با کارم مانند یک نظامی برخورد میکنم . شب قبل از فیلمبرداری دیالوگهای مربوط به خودم را میخوانم و اگر قرار باشد صبح ساعت شش آفیش باشم ، راس آن جا خواهم بود .
* اگر الان فرشتهای بخواهد یک آرزوی شما را برآورده سازد ، چه آرزو خواهید کرد ؟
اینکه یک چوب جادویی به من بدهد تا بتوانم با آن به همه آرزوهایم برسم !
* اگر بخواهید نگار فروزنده را تعریف کنید ، چه میگوید ؟
چارچوب و قواعد دست و پاگیر خاصی برای تعریف خودم قائل نیستم ، در واقع نگار فروزنده یک جعبه شلوغ است که در آن هر چیزی ممکن است پیدا کنی ، از جغجغه گرفته تا خط کش ! که البته فکر میکنم این لازمه کار من است .
* فلسفه زندگی از نگاه شما ؟
همه چیز دست خداوند است .
* اصولا علاقمند به چه بخشی از مجلات سینمایی هستید ؟
معمولا خبرهای درگوشی راجع به هنرمندان را خیلی دوست دارم .
* درمقابل کلمات زیر احساس خودتان را بیان کنید ؟
هنر : عجیب
خانواده : پناهگاه
پدر : پشتوانه
مادر : عشق
عشق : بالاترین حس بشری
ازدواج : مرموز ، خطرناک
سینما : شگفت انگیز
تئاتر : شهامت
تلویزیون : در عصر حاضر یکی از اعضای خانواده
سوتیترها :
وقتی یک نقش خوب و درست اجرا شود و تاثیرگذار باشد خیلی بیشتر دیده میشود و این مهم است
مهمترین معیار من نقش و شخصیتی است که پیشنهاد میشود و بعد کارگردان و مسائل دیگر مثل گروهی که قرار است با آنها کار کنم . اما اگر نتوانم با نقش ارتباط برقرار کنم ، گرچه کارگردان و اکیپ خوبی هم داشته باشد ، آن را نمیپذیرم
وقتی کم سنتر بودم یک خانم کارگردان توصیهای کرد که الان به آن نتیجه رسیدم و آن این است که چند دقیقه بازی کردن در یک فیلم مهم نیست ، مهم این است که در آن چند دقیقهای که حضور داری درست کار کنی
دوست دارم کارهایی که از من میماند ، کارهای ماندگاری باشد ، نظر مردم از جوایز سینمایی برایم مهمتر است . وقتی احساس میکنم مردم با نقشم ارتباط برقرار کردند بهترین حس را دارم