تاریخ : دوشنبه, ۱۶ شهریور , ۱۴۰۵ Monday, 7 September , 2026

اشک های «بهرام بیضایی» برای نبرد حضرت عباس

  • کد خبر : 4227
  • 03 تیر 1405 - 12:14
اشک های «بهرام بیضایی» برای نبرد حضرت عباس
علیرضا داوودنژاد با ذکر خاطره ای از صحبت های خود با بهرام بیضایی درباره واقعه کربلا گفت.

قرار بود سریال امام حسین را بسازم؛ که نشد. روزی با بهرام بیضایی در این‌باره صحبت می‌کردم. گفت‌وگو کشید به صحنهٔ نهرِ علقمه؛ به نبرد حضرت عباس برای رساندن مشک آب. ایستاده بودم و میزانسن را توضیح می‌دادم؛ از لحظه‌ای می‌گفتم که حضرت عباس، زخمی، برای دم کوتاهی بر شمشیر خود تکیه می‌کند.در همان لحظه، تغییر حال استاد را دیدم. چشمش سرخ شد و برق اشکی در آن نشست. دستش را بالا آورد و با اشاره از من خواست ادامه ندهم. سکوت کردم. آرام گفت: «خرابش نکن…»
حس کردم صحنه را به‌گونه‌ای دیگر می‌بیند؛ شاید حماسی‌تر، شایدعمیق‌تر و آن لحظه، جای گفتن نبود. سکوت میان‌مان ماند…

برایم می گفت که چگونه روز عاشورا، در خانه‌شان، پدرش رو به کربلا می‌ایستاده و خانواده پشت سر او؛ با هم زیارت عاشورا می‌خواندند و اشک می‌ریختند…

صحبت از جنگ بود . من از تجربهٔ حضورم در جبهه می‌گفتم. او گفت فیلمنامه‌ای دارد دربارهٔ گروهی تعزیه‌خوان که به جبهه می‌روند تا برای رزمندگان تعزیه اجرا کنند. درست هنگام اجرا، دشمن حمله می‌کند؛ باران گلوله و غرش توپ و خمپاره فضا را می‌پوشاند، اما آن‌ها نمایش را قطع نمی‌کنند و تعزیه را تا پایان ادامه می‌دهند…

بیضایی نه از آنِ یک نسل است و نه در قاب یک سلیقه یا جریان می‌گنجد؛ او به همهٔ ایرانیان تعلق دارد. آثارش آینه‌ای است که هر کس می‌تواند در آن ردّی از حافظه، اندوه، آرزو و شأن فرهنگی خود را ببیند. در کار او، فرهنگ از خاطره‌ای دور فراتر می‌رود و به میدان حضور بدل می‌شود؛ جایی که روایت نفس می‌کشد و اکنون می‌شود. او پاسخ‌گوی فرهنگی است که هنوز زنده است؛ فرهنگی که حتی وقتی گفتن دشوار می‌شود، خاموش نمی‌ماند؛ و با دقت و مکث، وفادار به معنا، راهِ ادامه‌دادن را پیدا می‌کند…
این سخنگوی زنده ، فعال و خلاق فرهنگ ایران زمین امروز در تبعید به خاک سپرده شد…

لینک کوتاه : https://cinematheatre.ir/?p=4227