به گزارش خبرنگار سینماتآتر، اگر سریال «بیست و یک» را تجربهای از تماشای لایههای پنهان روح انسان بدانیم، تیتراژ پایانی این اثر همان لحظهای است که این لایهها در ذهن مخاطب بازمیگردند و ته نشین می شوند. حضور «روزبه بمانی؛ ترانه سرا و خواننده» در این اثر فراتر از یک همکاری موسیقایی ساده در واقع تکمیلکننده اتمسفر ساختهشده بهنام بهزادی است.
در بسیاری از آثار، تیتراژ تنها ابزاری برای پایان دادن به نمایش است اما در سریال «بیست و یک» موسیقی بمانی نقش یک «بازگشت احساسی» را ایفا میکند. زمانی که تماشاگر با تمام تنشها، سکوتها و پرسشهای سریال روبهرو میشد، صدای بمانی مانند دریچهای باز بود تا تمام آنچه دیده شده در قالب نتها و کلمات، معنای عمیقتری پیدا کند.
ویژگی متمایز صدای روزبه بمانی در این تیتراژ نوعی «آسیبپذیری باشکوه» است. او با همان دقت و ظرافتی که بهزادی در تصویر به کار گرفت، موسیقی را پیش برد؛ نه با فریادهای بیهوده بلکه با نجوایی که مستقیماً با تار و پود درام سریال گره خورده است. موسیقی او دقیقاً همان فضایی را خلق میکند که شخصیتهای سریال در آن میان امید و یأس، بین میل به تعلق و اجبار به تنهایی، سرگردان هستند.
روزبه بمانی در این اثر با انتخاب ملودیهای ملایم اما پرمعنا به مخاطب اجازه داد تا در سکوت پس از اتمام با خودش در گفتگو باشد. او با موسیقی خود داستان سریال را ادامه می دهد. به نوعی که تیتراژ، پایان داستان نیست بلکه شروع تأمل مخاطب درباره آن چیزی است که همین چند لحظه پیش دیده است.
تیتراژ پایانی «بیست و یک» با صدای روزبه بمانی ثابت میکند که درهر اثر نمایشی ، موسیقی نباید تنها در پسزمینه باشد بلکه باید بخشی جداناپذیر و کلیت اثر باشد. زیرا تیتراژ باید بتواند پیوند قدرتمندی میان هنر نگاه و هنر شنیدن ایجاد کند تا مخاطب از تجربه تماشای یک سریال به سمت یک خاطره ماندگار حرکت کند.










