تاریخ : دوشنبه, ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵ Monday, 14 September , 2026

بی عاطفه؛ تعاملات واقعی جامعه

  • کد خبر : 4110
  • 17 خرداد 1405 - 10:53
بی عاطفه؛ تعاملات واقعی جامعه
کمال تبریزی پس از چند تجربه در شبکه نمایش خانگی این بار با سریال « بی‌عاطفه » که زمان ساخت آن به دلیل حساسیت‌های کارگردان که همیشه برای کیفیت آثارش دارد، طولانی شده بود از طریق پلتفورم فیلمنت به خانه‌های مردم آمده است.

«بی‌عاطفه» تلاش کرده تا یک قصه عاشقانه ساده و روان را به تصویر بکشد و در همان قسمت‌های ابتدایی تعیین می‌کند مخاطب اصلی این سریال بیشتر کسانی هستند که علاقمند به داستان‌های عاشقانه فارغ از پیچیدگی‌های عمیق دارند.هرچند این ساده‌گویی گاهی به آفت زیاده‌گویی دچار می‌شود.
تبریزی در این سریال تلاش کرده به مخاطب بگوید نمی‌توان آدم‌ها را با دانستن اطلاعات مختصر و جزئی قضاوت و آنها را به سفید و سیاه تقسیم کرد. به همین دلیل در قسمت‌های ابتدایی به نظر می‌رسید شخصیت کاملا منفی و سیاه سریال ؛ کامران با بازی بسیار خوب و متفاوت رضا کیانیان است و شخصی که در طول سال‌ها خودش و خانواده‌اش مورد ظلم قرار گرفته‌اند، بهرام با بازی فرید سجادی حسینی است.


«بی‌عاطفه» نشان می‌دهد که همه ما در زندگی و روابط‌مان هرچند تلاش می‌کنیم راز خود را حفظ و به اصطلاح صادقانه رفتار کنیم اما قطعا رازهای پنهانی داریم که نمی‌خواهیم دیگران از آن مطلع شوند زیرا برملا شدن یکی از رازها رشته روابطی که سال‌ها بافته‌ایم را خواهد شکافت و نه تنها ما در راز و سرنوشت یکدیگر شریک هستیم و نقش داریم، بلکه بر اساس مدور بودن جهان پیرامونی نتیجه هر راز و تصمیمی که در گذشته برایمان رخ داده در آینده‌ای نه چندان دور برای فرزندان و یا عزیزانمان تکرار خواهد شد.
در این سریال از لحاظ ساختار نیز تلاش شده تا بازی بازیگران یک دست باشد اما بر اساس ضرب المثل «محک تجربه آید به میان » بازیگرانی مانند: رضا کیانیان، فرید سجادی حسینی و مرجانه گلچین توانستند به خوبی نقش را برای خود کرده و ابعاد مختلف کارکتر را به خوبی اجرا و بیان کنند.

نکته قابل توجه دیگر «بی‌عاطفه»، تصویرگری قصه به جای گفتن آن است؛ معمولا در چنین سریال‌هایی که سازندگان باید از فلاش بک استفاده کنند به دلایل مختلفی همچون کاهش هزینه تولید، رساندن سریعتر سریال به پخش و … اتفاقات گذشته قصه را به صورت نریشن یا زیرنویس بیان می‌کنند اما کمال تبریزی و سازندگان سریال با پرهیز از این امر کیفیت سریال را فدای سرعت نکردند و با ساخت این بخش‌ها به صورت کامل در جذب مخاطب موفق‌تر عمل کردند.
درواقع می‌توان گفت «بی‌عاطفه» تعاملات واقعی جامعه است که به شکلی هنرمندانه در تار و پود داستان گنجانده شده است و کاملا مشهود است کمال تبریزی به خوبی توانسته است تصویری واقعی از شادی‌ها و غم‌های آدم‌ها را نشان دهد و مهمتر از همه روابط خانوادگی است که خلاقانه به تصویر کشیده شده است. در واقع داستان حول محور روابط انسانی، تصمیم‌های دشوار و پیامدهای انتخاب‌هایی می‌چرخد که می‌توانند زندگی شخصیت‌ها را به‌طور کامل تغییر دهند.

مشخصه دیگری که توجه مخاطب را جلب می‌کند مقوله عشق است؛ عشقی که عاطفه به علی دارد، کامران به دخترش دارد، کامران به الهه دارد، حیات به بهرام دارد و … عشق هایی که در عین دوست داشتن، غم و جدایی در پی دارد.
هرچند قصه «بی‌عاطفه» در بیان عشق پدرانه و مسئولیت‌پذیری درباره این عشق به خوبی شکل گرفته اما مخاطب منتظر نتیجه گیری تصمیمات نهایی کامران است و باید ببینیم تبریزی چگونه این قصه را به پایان می‌رساند.

سپیده حیدرآبادی

 

لینک کوتاه : https://cinematheatre.ir/?p=4110