سپیده حیدرآبادی / سجاد پهلوانزاده در سریال «کوری» به جای اینکه داستان را صرفاً با دیالوگ و کلام پیش ببرد از زبان تصویر استفاده میکند تا معنا را به مخاطب منتقل کند.
نکته برجسته در کارگردانی پهلوانزاده استفاده هوشمندانه از کنتراست نوری است. او از تضاد شدید میان نور و تاریکی به شکلی بهره میبرد که انگار میخواهد تفاوت میان حقیقت و توهم را نشان دهد. در بسیاری از سکانسها، تاریکی فقط یک پسزمینه نیست؛ بلکه ابزاری است که او برای ایجاد حس بیخبری یا ترس از ناشناختهها، از آن استفاده میکند. او با این کارحریم شخصی شخصیتها را محدود میکند و مخاطب را مجبور میکند با دقت و تمرکز بیشتری به جزئیات کوچک نگاه کند.
دوربین در «کوری» برخلاف سریالهای پرتحرک گاهی بسیار آرام و سنگین حرکت میکند؛ این نوع حرکت آرام به شخصیتها اجازه میدهد تا در فضای سنگین سریال نفس بکشند و اجازه میدهد ابهام داستان در ذهن مخاطب رسوخ کند.

مریلا زارعی از شخصیت های اصلی داستان با تکیه بر حرکتهای بسیار کم و دقیق توانسته است لایههای پنهان شخصیتی را به نمایش بگذارد. او برخلاف نقشهای پرزرقوبرق در این سریال خیلی آرام و با کنترل زیاد بازی میکند و ثابت میکند که برای نشان دادن عمیق یک شخصیت، نیازی به داد و بیداد نیست؛ بلکه کافی است نگاهها و سکوتهای او، تمام داستان را به مخاطب منتقل کند. او شخصیتی را بازی میکند که در عین استواری، لایههای پنهانی از درد و ابهام دارد که بسیار باورپذیر است.

امیر جعفری از دیگر شخصیت های اصلی سریال بار دیگر ثابت میکند که در بازآفرینی شخصیتهای خاکستری، بیرقیب است. او بار دیگر نشان داد که چطور میتواند با کوچکترین حرکات صورت و بدن، یک شخصیت پیچیده و حتی کمی نگرانکننده بسازد. او در این سریال، مرز بین آدمهای عادی و آدمهایی که با درونیاتشان در جنگ هستند را خیلی خوب نشان میدهد. بازی او به قدری پر از جزئیات است که شما را هم همراه با شخصیت، دچار نوعی اضطراب و کنجکاوی میکند.










