تاریخ : چهارشنبه, ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵ Wednesday, 3 June , 2026

داریوش فرهنگ: اولین بار فیلم سرگیجه هیچکاک را با علی خسروی دیدم

  • کد خبر : 3902
  • 14 اردیبهشت 1405 - 16:48
داریوش فرهنگ: اولین بار فیلم سرگیجه هیچکاک را با علی خسروی دیدم
داریوش فرهنگ، کارگردان سینما و تلویزیون گفت: علی خسروی با آن همه آثاری که بجای گذاشت، بسیار متواضع و مهربان و اهل خرد بود. از همان دوران مدرسه، نقاشی می‌کرد. دوستی ما به حدود ۶۵ سال پیش می رسد. روزها تا دم غروب نقاشی می‌کرد و شب‌ها فیلم می‌دیدیم.

به گزارش رسانه خبری سینما تآتر، داریوش فرهنگ، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و بازیگر، در مراسم تشییع پیکر علی خسروی، گرافیست و نقاش برجسته، اظهار کرد: امروز یکی دیگر از هنرمندان اهل خرد، علی خسروی را از دست دادیم. سخن هرچه گویم همه گفته‌اند، برای باغ دانش همه رفتند، من چه بگویم از کارهایی که از او ماندگار مانده است.

وی افزود: خسروی کتاب دارد، از تمام چهره‌های فرهنگی، هنری و ماندگار این مملکت، نقاشی کرده است. علی، رویای در قرنطینه، از زنان نوازنده از دیرباز، از دف زنان تا کمانچه و تار نواز و غیره را به تصویر کشیده، این آثار همه در کتاب‌ها، نقاشیی‌ها و تابلوهای و در نمایشگاه‌های او به یادگار مانده است.

فرهنگ اضافه کرد: خسروی مردی بسیار متواضع، مهربان، بدون کمترین خودپسندی، کمترین تنگ نظری بود. آخرین باری که علی را دیدم، دقیقا پنج روز پیش در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان بود. این محبت را به من داشتند که هر روز در هر ساعتی از شبانه روز می‌توانستم آنجا باشم، تمام مدتی که در بیمارستان بستری بود، حضور داشتم. آخرین روز می‌گفت، می‌خندید، اینقدر حواسش به جا بود. هیچکس تصور نمی‌کرد علی خسروی یک روز اینطور بشود. آنقدر حواسش جمع بود که به من می‌گفت؛ اینها کارت‌های عابر بانک من هستند، اگر دوایی چیزی خواستید، این هم شماره رمزش، تصور کنید در آن حالت که ده‌ها لوله و اینها به گلو و تنش آویزان بود.

این کارگردان ادامه داد: علی بسیار درد و دل‌ها با من می‌کرد. می‌گفت چه خبر از اوضاع؟ می‌گفتم علی جان از چه بگویم؟ از جنگ که جز ویرانی و فقر و فلاکت چیزی ندارد، از آزادی، آبادانی، گرانی، تورم، از هزاران هزار بیکاری که در این مملکت راه افتاده بگویم؟ چه بگویم. بگذار از اینها نگوییم، بگذار اکنون به فکر سلامت تو باشیم. اینطور که من صحبت کرده‌ام قرار است دو سه روز آینده از سی‌سی‌یو مرخص شوی و ما الان باید به فکر سلامت و احوالات تو باشیم.

فرهنگ تصریح کرد: یک روز پیش از رفتنش، دو صدا از فرزندانش را گوش کرد، هوش حواسش به جا بود، زیادتر از من که در آن لحظه مریض نبودم. گفتم علی جان تو باید استراحت بکنی و باید مقداری همکاری کنی تا بتوانی زودتر بلند بشوی. گفت داریوش، من بین خواب و بیداری ام اینجا. گفتم بیداری هم خودش خواب است علی جان. می‌خواهی بخوابی؟ من که هر روز می آیم، فردا هم می آیم. گفت؛ بگو به من آرامبخش بزنند که بتوانم بخوابم. پرستار به او آرامش بخش زد. علی چشمانش را بست تا فردا که بروم دوباره سراغش. و فردا هرگز پیش نیامد.

وی افزود: وقتی علی چشمانش را بست و داشتم به سمت خانه می‌رفتم، یاد اولین روزهایی که با علی آشنا شدم، در نیمکت یک مدرسه افتادم. با دوچرخه، دو ترک از خانه تا مدرسه در کرمان می‌رفتیم. سر کلاس از همان دوران مدرسه، نقاشی می‌کرد و من اصلاً بلد نبودم. موقع امتحان نقاشی، دو نفر سر کلاس ۲۰ گرفتند .معلم مانده بود که چگونه است که هم علی خسروی ۲۰ می‌گیرد و هم من، نقاشی‌های من را هم، علی خسروی می‌کشید.

فرهنگ اضافه کرد: از همان دوران نوجوانی کار می‌کرد. می‌گفت دست‌های آدم باید بتواند شکمش را پر کند. کار می‌کرد و کار می‌کرد. خط خوشی داشت. آن زمان ها در سینماهای کرمان، پوستری در کار نبود. روی ورق های بزرگ کاهی می نوشتند و می‌چسباندند این‌ور و آن‌ور. به من می گفت داریوش تو که اینقدر به سینما علاقه‌مندی، می‌خواهی مجانی همیشه به این سینما بروی؟ گفتم چطور؟ گفت بیا کمک کن. من هم خطم بد نبود. کمک می‌کردیم، می‌نوشتیم؛ فیلمی سراسر جنگی، زد و خورد. رسیدیم به فیلم سرگیجه هیچکاک که کلاً در شهرستان دو روز نمایش دادند و من با علی تمام آن دو روز، این فیلم را دیدیم.

این فیلمنامه‌نویس ادامه داد: دبیرستان تمام شد. هر دو آمدیم به دانشکده هنرهای زیبا. علی رفت سمت رشته گرافیک و نقاشی و من هم کار تئاتر می‌کردم. در تمامی کارهای تئاتری که من در گروه تئاتر پیاده انجام می دادم، علی خسروی برای ما مجانی پوستر، بروشور درست می‌کرد. عکس می گرفت. علی رفیق من بود. دوستی ما به حدود ۶۵ سال پیش می رسد.

فرهنگ گفت: ۶۵ سال زمان زیادی است که آدم رفیقی داشته باشد که حالا امروز اینگونه او را ببیند. خیلی دردناک است. علی خسروی از همان زمان دانشکده به آتلیه مرتضی ممیز رفت، دستیار ممیز شد و شروع به کار کرد. شبانه روز کار می‌کرد. روزها تا دم غروب نقاشی می‌کرد و شب ها فیلم می‌دید. تماشاگر حرفه‌ای سینما بود.

این هنرمند افزود: وقتی علی آن روز در بیمارستان چشمانش را بست و خوابید، فردای آن روز به من خبر دادند که دیگر چشمانش را باز نکرده و به خواب ابدی فرو رفته است. دیروز با مهدی هاشمی صحبت می‌کردم، نقل قولی از لارنس الیویه، هنرپیشه و کارگردان کرد. الیویه نیز اواخر زندگیش سرطان گرفته بود، گفته بود؛ ما در زندگی‌مان برنامه‌ریزی می‌کنیم، برای امروزمان، برای فردا، برای آینده‌مان، اما یادمان می رود که سرطان هم دارد برای ما برنامه ریزی می کند.

علی خسروی روز چهارشنبه نهم اردیبهشت ماه، پس از تحمل دوره‌ای بیماری سرطان درگذشت. مراسم بدرقه پیکر علی خسروی، هنرمند برجسته هنرهای تجسمی ایرانی امروز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ماه در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

لینک کوتاه : https://cinematheatre.ir/?p=3902